اعدام كودكان را متوقف كنيد!

------بهنود اعدام شد!
--------------مرگ بر قوانين ارتجاعي!
در روز جهاني مبارزه عليه اعدام بهنود اعدام شد.
بهنود اعدام شد.
بهنود در 17 سالگي مرتكب جرم شد و آن زمان كودك بود.
بهنود اعدام شد0
جمهوري اسلامي كنوانسيون حقوق بشر را امضا كرد و سي سال است كه از آن سرباز مي‌زند0
بهنود اعدام شد.

هفته گذشته مادر احسان(مقتول) در مصاحبه‌اي با يكي از شبكه‌هاي ماهواره‌اي –احتمالاً VOA - به دليل متوسل شدن خانواده بهنود به هنرمندان ، فعالين حقوق بشر و افراد بي‌خدا و نه به آنها بود كه بر اعدام بهنود پا فشاري كرد. اما تا جايي كه من در اطلاع وضعيت بهنود بودم او چندين بار به آنها نامه نوشت، بار اولي كه براي اعدام به پاي چوبه دار رفته بود به پاي مادر احسان افتاد و خانواده بهنود هم بارها با بزرگان فاميل خود و شما به ديدنتان آمدند . خانم نصرالهي آيا اينها كافي نبود؟ آيا شما تشنه انتقام نبوديد؟ و آيا اينها تماماً بهانه نيست؟
ديشب هم در برنامه‌اي كه از شبكه 1 پخش شد گفتيد در مقابل زندان اوين به مردم دروغ گفتم رضايت مي‌دهم تا بروم داخل اوين برم بكشم راحت كنم خودم رو!!!!!!!!!!!!!
آيا الان راحتيد و لذت مي‌بريد؟ اما فكر كنم كه الان بي‌قرار تر و ناراحت تر از گذشته هستيد چون شماي پنجاه‌و‌چندساله يك جوان 20ساله رو كشتيد!!!
آيا هيچ فكر كرديد كه آن مردم ساعت 5/2 نصفه شب با اينكه هيچ نصبتي با بهنود نداشتند اونجا چيكار مي‌كردند؟
نه فكر نكرديد شما تنها به كشتن و مجازات فكر مي‌كرديد شما چه مي‌دانيد انسانيت چيست، شما احمق هستيد كه فكر مي‌كنيد با كشتن بهنود زخمتان التيام مي‌يابد بهنود اشتباه كرد اما اشتباه شما بمراتب بدتر از اشتباه بهنود است
خانم نصرالهي، مادر عزادار،مادر داغديده، مادر آدمكش اين را بدان كه بهنود در يك اتفاق ، بدون قصد قبلي و تنها با تحريك احسان شما و با عصبانيت در يك لحظه مرتكب قتل شده است اما تو و اين قوانين ارتجاعي پس از 4سال او را كشتيد يعني 4سال براي كشتنش فكر كرديد و تصميم گرفتيد.
و اما برايت آرزوي انسانيت مي‌كنم، از كرده‌ات پشيمان شوي و باقي عمرت را چون انسان سپري كني!
خانم نصرالهي آيا تنها بهنود در مرگ فرزندتان مقصر بود؟ آيا جامعه هيچ تقصيري نداشت؟ آيا جمهوري اسلامي هيچ تقصيري نداشت؟ آيا از آموزش و پرورش خنگ‌پرور نمي‌خواهيد انتقام بگيريد؟ از رسانه انحصاري دولت چطور؟ از آنها چه‌طور انتقام مي‌گيريد؟ شما گفتيد به جمهوري اسلامي متوسل شديد تا انتقام مرگ پسرتان را بگيرد.
خانم نصرالهي مجازات اعدام وحشيانه‌ترين و وقيحانه‌ترين نوع كشتن و مجازات است.وحشيانه ترين نوع خشونت دولتي. و متاسفانه در ايران چه قبل از 57 و چه بعد از آن دولتها كشتن را عادي كرده‌اند و قبح كشتن را از بين بردند وقتي دولت‌ها آدم مي‌كشند – چه اعدام و چه معترضين در خيابان‌ها- نمي‌توان از مردم و خصوصا خانم نصرالهي بيش‌از اين انتظار داشت و تاكنون جمهوري اسلامي هرگز به منع اعدام فكر نكرده‌است چون سايرين در قبل از 57 كشتن را ترويج مي‌دهد. و حتي بمراتب اوضاعش وخيم تر است چون سالهاست كه برحسب جمعيت اولين كشور در شمار اعدام‌هاست. واقعا جاي تشويق دارد. احسنت به جمهوري اسلامي!
خانم نصرالهي بد نيست به اين هم فكر كني كه احسان و بهنود در همين جامعه بزرگ شدند جامعه‌اي كه جرم و جنايات در آن فراوان است. احسان شما و بهنود تنها نمونه‌اي از آن هستند.
و از آنجائي كه دولت ها در جلوگيري از وقوع جرايم ناتوانند و يا توان محيا كردن بستر اجتماعي مناسب براي شهروندان را ندارند و براي اينكه بگويند ما مجرم اصلي را محاكمه مي‌كنيم و خود را از ليست مجرمين بيرون كشند، به همراه مسئولین قضائی این دروغ را به این بهانه رواج می دهند تا صورت مسئله فراموش شود، تا ناتوانی خود در اداره ی امور جامعه را از دید مردم پنهان کنند.
مرگ بر اين قوانين ارتجاعي
7 / 1388
پس از يك سال دوباره اين دست‌نوشته را به بهنود تقديم مي‌كنم:

-------- بروید
------------بمیرید
--------محمد‌‌ها ، بهنود‌ها
----------------------بروید
---------------------------بمیرید

------در کنج دنج زندان
-------------بشمارید
----------------روزها را
---------بشمارید
-------------ساعت‌ها را
-------------------دقايق را
---------------------لحظه‌ها را
-----خواهید رفت از این دنیای زشت ،
---------------------------- ـ بزودی!
-------به پایان می‌رسد زندگی ِسگیتان
------------------------------ ـ بزودی
--------آنگاه که بالغ شدید !
-------آنگاه که در جشن 18 سالگیتان
----------------میلادِ
-------مرگتان را به سوگ خواهید نشست.

---بروید
------بمیرید
--------تاچند
-----تاچند سر به زانو
------بنشسته
---مات و مبهوت
---درآن گوشه‌ی سلول
---می‌زنید در خیالتان تّوّهُم
---که شاید زنده بمانید
---که شاید آزاد شوید
----گیرم آزاد شدید از این زندان
----چه‌خواهید کرد زندانی از انسان‌ها را
-----------هان؟

-----------------------بیهوده می‌زنید دست
----------------------------بیهوده می‌زنید پا
-------شما بخشیده نخواهید شد
=====انتقام
----چشم‌ها را کور کرده
------گوش‌ها را کر
------قلب‌ها را سنگ

----و شما
-----رضا ها ، بهنام‌ها
------کاش می‌شنیدید
-----کاشفان ِ فروتن ِشوکران ِ
---------------------- ـ شاملو را
-----آنگاه می‌آموختید که چاقوهاتان را
-----جز از برای قسمت کردن
------بیرون نیاورید.
------آنگاه با چاقوهاتان
-----------------نمی‌دریدید
-------------------سینه‌ی هم‌نوعانتان را
-----ماتحتِ سرمایه و سرمایه‌دار را
---------می‌دادید جر
------------می‌دادید چاک

-----ویا سفره می‌کردید
------سینه‌ی ضحاکان زمانه را

----بروید
-------بمیرید
---------تا شاید مرگتان
------------میلاد
-----------انسانیت باشد.

-----بروید
--------بمیرید
----------تا شاید با مرگتان
-----------دریده شود
---------بکارتِ ذهن ِخلق.

---------بروید
--------------بمیرید
---------------------تا شاید ...

انسان 11/6/87

آغاز به كار كميته سركوب دانشگاه مازندران

كميته سركوب دانشگاه مازندران دور جديد فعاليت خود را از شنبه پيش آغاز كرد و به گفته معاون كميته انضباتي 25 نفر به اين كميته فراخوانده شده اند.
اين احضارها زماني صورت گرفته است كه بسياري از دانشجويان به دليل تعطيلي دانشگاه و دوره تابستان به محل سكونت خود بازگشته اند و امكان حضور در اين كميته را ندارند و بنده هم در صورتي 8صبح شنبه مي بايست به كميته مراجعه مي كردم كه ابلاغيه ساعت 12 ظهر شنبه به آموزش داده شده است و من هم زماني كه امروز 2شنبه به دانشگاه مراجعه كردم از اين احضاريه باخبر شدم.

!!!!!!!!!!! بدون شرح !!!!!!!!!!

عکس من در کلیپ تبلیغاتی سفر میرحسین به مازندران



اما
عکس های واقعی



طرح تعطیلی دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها برای یک ترم تحصیلی

شورای عالی انقلاب فرهنگی طرحی را در دستور کار دارد مبنی بر اینکه دانشگاههای کل کشور یا لااقل دانشگاه تهران برای یک ترم تحصیلی، تعطیل شوند.
یک منبع مطلع در وزارت علوم خبر داد که این طرح با هدف جلوگیری از اعتراضات دانشجویان در آغاز سال تحصیلی پیشنهاد شده و هم‌اکنون در مرحله کارشناسی قرار دارد و از چند نهاد دولتی خواسته شده که به سرعت نظرات خود را در این باره به شورای انقلاب فرهنگی اعلام کنند.
این منبع با اشاره به کشته شدن چند تن از دانشجویان دانشگاه تهران در دو ماه اخیر، خبر داد که در این طرح تصریح شده اگر امکان تعطیلی همه دانشگاه‌ها نیز فراهم نبود، دانشگاه‌های تهران و علوم پزشکی تهران برای یک ترم تحصیلی تعطیل شوند.
گزارش این منبع مطلع حاکی است همزمان با بررسی این طرح در شورای عالی انقلاب فرهنگی، زمینه‌سازی برای اعلام آن نیز در حال انجام است. یکی از محورهای آماده‌سازی فضا برای این کار، مطرح کردن موضوع تعویق و سپس تعطیلی ترم اول سال تحصیلی در پیش رو، به بهانه شیوع بیماری آنفولانزای خوکی است که زمزمه‌های آن در وزارت علوم مطرح شده است.
محور بعدی، شایعه‌ای است که در بین دانشجویان دانشگاه تهران پخش شده است، مبنی بر اینکه دانشجویانی که به هر دلیل امکان شرکت در امتحانات معوقه این دانشگاه را پیدا نمی‌کنند، امکان «حذف ترم» خواهند داشت تا بدین ترتیب ترم دوم سال تحصیلی گذشته در این دانشگاه، وضعیتی معلق پیدا کند.

منبع: موج سبز
رفیق مازیار را آزاد کنید!


اسامي و عکس دانشجویان دانشگاه مازندران(بابلسر) و صنعتي نوشيرواني که هنوز در بازداشت می‌باشند:

۱. نیما نحوی دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی
۲. شوانه مریخی دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
۳. مازیار یزدان‌نیا دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه مازندران











۴. رضا عرب دبیر انجمن اسلامی و دانشجوی ادبیات انگلیسی دانشگاه مازندران
۵. اشکان ذهابیان دانشجوی دانشگاه مازندران

6. علیرضا کیانی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه مازندران


7. احسان احسانی دانشجوی دانشگاه مازندران
8. میلاد حسینی کشتان دانشجوی دانشگاه مازندران
9. علی نظری دانشجوی دانشگاه مازندران
10. سیاوش صفوی دانشجوی دانشگاه مازندران
11. علی دنیاری دانشجوی دانشگاه مازندران
12. رحمان یعقوبی دانشجوی دانشگاه مازندران
13. مرجان فیاضی دانشجوی دانشگاه مازندران


14. علی تقی‌پور دانشجوی عمران دانشگاه صنعتی نوشیروانی
15. سید ضیاالدین نبوی فارق‌التحصیل مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی نوشیروانی
16. ایمان صدیقی دانشجوی عمران دانشگاه نوشیروانی









17. محسن برزگر دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی
18.الدین باقری دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی
19. سیاوش سلیمی نژاد دانشجوی دانشگاه نوشیروانی










20. حمیدرضا جهان تیغ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی


نامه سرگشاده خطاب به محمد فاضلی

آقای دکتر!

----------ما زیاران چشم یاری داشتیم

-------------------------------خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

............................................................................

بنگر

نه به دور دست ها. به همین نزدیکی . به آنانی که دربندند .

به آنانی که به نام و به گام آزادی رفتند و امروز یا در سلول های نمور و رقت بار حکومت محبوسند ، یا در مخفیگاههایی که دیوارهایش هر لحظه بر سرشان هوار می شود . اینان همان تند روهایند . تندروهایی با صدای کلفت که معلومات تاکسی زده شان را در مطالباتشان به کار می برند .

بنگر که چه کردند در حمایت از آنچه همگان را بدان تشویق نمودی . در حمایت از تو و هدفت . و تو چه کردی برایشان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بنگر . به خودت که پشت تریبون ها سخن از دموکراسی و آزادی سر می دادی و تئوری های پروفسور مابانه ات را با غرور و افتخار در اذهان مردم می پراکندی . و نقد های تندت را نثار تاکسی نشینان صدا کلفت .

سخنور خوبی هستی . فارغ از عمل . پای عمل که رسید ، شرایط که بحرانی شد چه کرده ای ؟

تو این طرف قضیه ای. لیبرال دموکرات محافظه کار که عدم حمایت برایت بهانه ای است برای سکوت ، مخفی شدن پشت تئوری و تقلیل دموکراسی خواهی به پنهان شدن در خانه و پلکیدن در وبلاگ های سایرین . چون حتی در وبلاگت هم سکوت موج می زند .

و آن طرف تندروهایی با صدای کلفت و دستانی( و شاید هم به وهم تو مغزهایی) خالی(!) .

امروز کدامیک مثمر ثمر ترید ؟ یا دست کم کدامیک سربلند و پر غرور برای ادعای آزادیخواهی ؟

کدامیک بحران امروز را برای دور شدن از منجلاب استبداد و زنده نگهداشتن دموکراسی چاره است ؟ تئوریهای محافظه کارانه توکه با یک تنهایی و عدم حمایت رنگ میبازد ؟ یا رادیکالیسم تاکسی زده همان هایی که در حمایت از دموکراسی مطلوب تو یا در بندند یا محروم از امتحان و حق تحصیل ؟ بعضی هایشان شاگردان خودت هستند . و تو چه کرده ای برایشان ؟ هیچ ...... هیچ ....... هیچ ........

دست کم می توانستی برای آنانی که در بند نیستند اما محروم از امتحان کاری کنی !!!!!!!!!!!!

دکتر عزیز ! هنوز تا مقام استادی راه درازی در پیش داری . تا زمانی که نگران جیره ماهیانه حکومت دیکتاتوری هستی - جیره ای که به تو می دهند تا دهانت بسته باشد که هست – بهتر است عنوان فعال سیاسی و اصلاح طلبی را برای کسانی بگذاری که معنایش را به گند نمی کشند .

تو تنها خواهان وضع موجودی . اگر نه به پا می خواستی . همچون مردم . بدون نگاه به مدرک تحصیلی ات ، با جرات و بدون نگرانی از مقام شامخ به استادی نرسیده تدریس در کلاسهای نمور دانشگاهی در شهرستانی کوچک.

نوشته شده توسط یکی از دانشجویان دانشکده انسانی
رفقا شوانه مریخی و مازیار یزدانی و سایر دانشجویان زندانی را آزاد کنید!


جوانان، كارناوال انتخاباتي و سكسواليته

در رمان ۱۹۸۴ بعد از هماغوشی مخفیانه زن و مرد درباره کنترل سکسوالیته در دیکتاتوری صحبت می کنند. زن می گوید تو فکر می کنی اگر سکسوالیته ممنوع نبود فکر می کنی کدام انرژی توده های مردم را به مشارکت کنندگان فعال سیاست دیکتاتوری تبدیل می کرد. فکر می کنی کسی که در تختخوابش در رخوت هماغوشی به سقف زل زده را می توان به راحتی به هر نمایش سیاسی کاذبی کشاند؟ (نقل به مضمون است البته). دیکتاتوری سیاه کنونی به خوبی از فرمول های قدیمی استفاده می کند. خیل دختران و پسرانی که در فضای کارناوالی انتخابات ایرانی در خیابان ها و اجتماعات و صفحات اینترنتی با سر و صورت رنگ کرده و علائم و نشانه های کاندیداهای (جنایتکار) هرباره از سر و کول هم بالا می روند و پر شور و پرهیجان له یا علیه این یک یا آن یک سخن می گویند و یقه می درانند نشان می دهد که جمهوری اسلامی در مهندسی اجتماعی خود چندان ناموفق نیست. بله. متاسفانه کنسرت بهاره ای در کار نیست که دست پارتنر خود را کسی بگیرد و در شامگاهی در مه الکل و مستی با ريتم موسيقي پر هيجاني آن كس را كه مي خواهد به خود بفشارد و زير گوشش شعر ترانه را تكرار كند. بله. در جمع بودن و لذت بردن از صداها، خنده ها، بدن ها، نگاه ها و شعرها ممكن نيست. بي بهانه نمي توان تكاني به بدن داد، هيجاني به صدا، شوري به نگاه. سرمايه اسلامي همه را زير كنترل فاشيستي خود دارد. البته بسياري ناپرهيزي كرده اند و تكاني به خود داده اند. اما رد زخم را نيز كمتر كسي با خود ندارد. فحشي فلان جا. توهيني بهمان جا. تذكر لساني در آن خيابان. بازداشت موقت در اين ايستگاه مترو. زندانكي. عكسي با شماره اي آويخته از گردن. اما حكومت خدا اين انرژي كنترل شده را كاناليزه مي كند. بهره ي سياسي از انرژي سكسوئل براي تداوم سركوب و ديكتاتوري. ديكتاتوري؟ كيست كه اين همه جوان فعال در اين و آن كمپ انتخاباتي را نبيند. سلطه به ما مي نماياند كه سلطه اي در كار نيست. امكاناتي براي تغييييييير وجود دارد. و آن جامعه اي كه پژوهشگر-پارتيزان هايش مدعي اند تحت سلطه و بهره كشي مفرط قرار دارد، خود به زبان هاي مختلف از مشاركت خود سخن مي گويد. دختركان زيبارويي با موهاي رنگ گرده و افشان و با پارچه هاي سبزي بر دور مچ و ساعد خود براي تغيير در تلاشند. پسران و مردان جدي با نقل قول هاي سنگين به حضور در اين ميدان فراخوان مي دهند. به نظر مي آيد در سطح مرئي و آنچه به صورت روزمره تجربه مي كنيم شواهدي وجود دارد كه ما با يك ديكتاتوري روبرو نيستيم. پس به يك جنبش مقاومت مردمي براي سرنگوني ديكتاتور نيازي نيست. اين شواهد البته با بسياري از شواهد ديگر روزمره در تضاد است. اما همين تضادها به گيجي و بلاتكليفي سياسي دامن مي زند و ابتكار عمل جامعه را مختل مي كند. اما براي درك ماهيت يك پديده و از جمله يك رژيم سياسي بايست از سطح آگاهي روزمره عبور كرد و به تحليل علمي از آن پديده پرداخت. دستور كاري كه همچنان گشوده است. من در اينجا فقط مي خواهم اشاره اي كنم به يكي از جامعه شناسان اوليه يعني پاره تو. و اين تز او كه معتقد بود كنش هاي اجتماعي مردمان داراي دو سطح است. توجيهات و ته نشست ها. جوانان براي شركت در كارناوال انتخاباتي كنوني توجيهات فراواني سرهم بندي مي كنند. اما آنچه در زير اين كنش ها قرار دارد، امري متضاد است. آنها به نام آزادي بيشتر به ميدان آمده اند اما در واقع اين سركوب آنان است كه رشته هاي بازيگرداني آنان را در دست دارد. سرمايه اسلامي تنها كار افزونه را تصاحب نمي كند تا در راستاي منافعش سرمايه گذاري كند. سرمايه اسلامي بر سكسواليته نيز چنگ انداخته و آن را در آنجايي كه به نفع حاكميت سركوبگرش است به كار مي گيرد. اين شورمندي ها ناشي از حياتي بودن مجادلات چهار چهره ي متفاوت ديكتاتوري نيست. اين شورمندي ها ناشي از گذازه هاي حيات بخش جان هاي افراد جامعه است. آن روزي كه جامعه منبع راستين شورمندي خود را بداند، ديكتاتورها به موجودات رقت انگيز سرگرم كننده اي بدل خواهند شد كه در باغ وحش جامعه ي آزاد آينده در آرزوي آنند كه توسط كودكان بيشتري براي تماشا انتخاب شوند.

درخواست شورای دفاع از حق تحصیل از صدا و سیما، جهت پاسخگویی به اظهارات احمدی نژاد

جناب آقای ضرغامی
ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام
همان گونه که مستحضرید در برنامۀ مناظرۀ تلویزیونی نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 13/3/88 آقای احمدی نژاد، وجود دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل را در دولت خود انکار کرده اند، در حالی که بنا بر اسناد قابل ارایه طی 3 سال اخیر حداقل 56 دانشجو از ادامۀ تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شده اند. «شورای دفاع از حق تحصیل» که متشکل از همین محرومان از حق تحصیل می باشد، این ادعای آقای احمدی نژاد را در راستای فرار ایشان از پاسخ گویی نسبت به عملکرد دولت خود در عرصۀ دانشگاه و آموزش عالی قلمداد کرده و این نحوۀ برخورد را زمینه ساز ادامۀ این روند غیرقابل دفاع در صورت تجدید ریاست جمهوری ایشان می داند. شورای دفاع از حق تحصیل ضمن اعلام نگرانی عمیق خود، درخواست می نماید تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، جهت تنویر افکار عمومی و پاسخ دهی مناسب به ادعای کذب جناب آقای احمدی نژاد، فرصت برابر حضور در رسانۀ ملی را برای نمایندۀ این شورا فراهم آورند.
شورای دفاع از حق تحصیل
شنبه 16/3/88

پاسخي به وقاحت احمدي نژاد در به اصطلاح مناظره تلويزيوني

ستاره دارها مقابل وزارت علوم تجمع کردند

«ستاره»هاي دردسرساز دانشجويان اين روزها بيشتر از هميشه با دعواها و شعارهاي انتخاباتي در هم آميخته و فضاي سياسي انتخابات را تحت الشعاع خود قرار داده است. از يک سو دولت احمدي نژاد، به رغم همه انتقادات، مصرانه تلاش مي کند با انداختن توپ توي زمين دولت هاي قبلي خود را از زير فشار انتقادات برهاند و از سويي ديگر دولتمردان دولت اصلاحات با غلط خواندن حرف هاي رئيس جمهور و وزير علومش مدعيات آنها را از اساس غلط خوانده و بر برخوردهاي دانشجويي به عنوان يکي از ويژگي هاي دولت نهم تاکيد مي کنند. اما اين قضيه وجه ديگري هم دارد و آن روايت دانشجوياني است که از سه سال پيش تاکنون به بهانه هاي مختلف از جمله «ستاره دار شدن» دچار محروميت از تحصيل شده اند.
ادامه مطلب


اسامی ۵۶ دانشجوی ستاره دار در دولت نهم

سخنان محمود احمدی نژاد درباره دانشجویان ستاره دار در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی حیرت دانشگاهیان را برانگیخت. تنها در سال ۸۵ در حدود1241 فعال دانشجویی مجبور به امضای تعهد نامه شدند و این روند ادامه داشت تا امروز که به گفته مصطفی معین وزیر علوم دولت اصلاحات در طول دولت نهم بیش از هزار دانشجوی ستاره دار از ادامه تحصیل محروم شده اند این در حالی است که رئیس جمهور چهارشنبه شب در مقابل چشم ۲۰۰ میلیون بیننده تلویزیون ملی اعلام کرد در زمان مسوولیتش هیچ دانشجویی از تحصیل محروم نشده است.
ادامه مطلب

تجمع دانشجویان محروم از تحصیل در برابر وزارت علوم

در پی اظهارنظر، رئیس جمهوری ایران مبنی بر عدم وجود دانشجوی ستاره دار در دولت وی و کتمان حقیقت وجود " دانشجویان محروم از تحصیل"، جمعی از دانشجویان محروم از تحصیل که در سال های گذشته، تحت عناوین مختلف از ادامه تحصیل بازمانده اند، تصمیم دارند، تا راس ساعت 10 صبح فردا، با تجمع در برابر وزارت علوم، ضمن اعتراض نسبت به سخنان رئیس جمهور، واقعیت وجود داشتنشان را اثبات نمایند.
قرار است این دانشجویان با حضوری آرام در برابر وزارت علوم، توجه سایر نامزدهای ریاست جمهوری را نیز نسبت به وضعیتشان جلب نمایند.
این دانشجویان، شامل دانشجویان ستاره دار، دانشجویان تعلیقی، و دانشجویانی هستند که به سبب قرار داشتن در اقلیت های مذهبی از ادامه تحصیل محروم شده اند.
در میان هیاهوی انتخابات در ایران، ما همچنان از حق تحصیل محرومیم
مکان:
تهران -شهرک قدس ( شهرک غرب ) - میدان صنعت – بلوار انقلاب(خوردين) خیابان هرمزان – نبش خیابان پیروزان جنوبی
زمان: ساعت 10 صبح

رهائي زن، رهائي جامعه

«تكامل زندگي اجتماعي تنها در صورتي ممكن است كه زنان از حلقه تنگ خانواده خارج شده و مشاركت كامل در زندگي اجتماعي و وظايف فرهنگي انساني را بعهده گيرند.» آگوست ببل

l
موضوع جلسه گذشته درس بررسي مسائل اجتماعي ايران در مورد موانع اشتغال زنان بود و طبيعتاً در مورد زنان خانه‌دار هم بحث شد اما از كارخانگي زنان خير!!! و يا منصفانه تر اينكه بسيار كم. و به اينجا خاتمه پيدا كرد كه "خانه‌داري يك بيكاري پنهان است"« كلام استاد»
اما من برعكس، معتقدم كه خانه‌داري نه تنها يك كار پنهان بلكه در بسياري موارد يك بردگي پهنان است. البته پيش از اين مي‌گفتم كه زنان خانه‌دار حكم يك روسپي خانگي را دارند كه به مراتب وضعشان بدتر از روسپيان - به معناي متعارف آن- است زيرا زن روسپي هر وقت كه خود بخواهد پس از در اختيار گذاشتن بدنش در اختيار افراد مبلغي را دريافت مي كند و ديگر هيچ. اما معمولاً زنان خانه دار علاوه بر خدمت جنسي –خصوصاً در ايران- در هر هنگام كه مرد طلب كند مي‌بايست بسياري ديگر از كار‌هاي خانه را فقط در مقابل خوراك، پوشاك و سرپناه و... انجام دهد.
وضعيت بسياري از زنان خانه‌دار شبيه به يك تراژدي است. آنان روزانه بطور تمام وقت در منزل به‌كار مشغولند بي‌آنكه مشخصاً مزدي را دريافت كنند. نظافت منزل، پخت‌و‌پز، شست‌و‌شو و مراقبت از فرزندان و ... كه هر كدام از اين كارها اگر قرار باشد خارج از منزل و توسط افرادي ديگر انجام شود هزينه هنگفتي را به همراه دارد.
واين تراژدي زماني غم‌انگيزتر مي‌شود كه زن از زندگي خود رضايت ندارد و ديگر قادر به ادامه نيست. در اين صورت به دليل وابستگي اقتصادي به شوهر و همچنين انجام سال‌ها كارِ خانه و نداشتن مهارتي كه بتواند از آن طريق كسب درآمد كند تنها 2راه دارد يك اينكه به زندگي خود با مردي كه ديگر دوستش ندارد و تحملش برايش سخت است ادامه دهد و بسياري از اهانت ها خشونت‌ها و سركوفت ها و ... را تحمل كند - در اكثر موارد اينچنين است- و يا اينكه از شوهرش جدا شود. زندگي پس از طلاق نيز مشكلات خودش را دارد. گاهي اوقات زنان مطلقه از سر ناچاري به تكدي‌گري، روسپيگري و بسياري از مشاغل دون‌پايه رو مي‌آورند.
بررسي وضعيت زنان نياز به يك كار علمي - تاريخي دارد تا پاسخي براي سوالات فراواني از اين قبيل كه آيا درگذشته هم خانه‌داري تنها وظيفه زنان بود و يا اينكه چگونه زنان كه در گذشته جايگاه بسيار والايي را در جامعه داشته‌اند قرن‌هاست كه جنس دوم محسوب مي‌شوند و... را بدست بياوريم.
زنان براي بازپس گيري جايگاه واقعي خود و برابر با مردان راه بسيار سختي را درپيش دارند. و اين جز با مبارزه زنان براي رهايي از چارچوب بسته‌ي خانه و مشاركت در توليد اجتماعي و دخالتگري آنان در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي امكان‌پذير نيست.
در آستانه رورجهاني كارگر شما اي ارتش كار پهنان براي بدست آوردن مطالبات خود از جمله حق بيمه زنان خانه‌دار به رسميت شناختن كار شما توسط مردان و جامعه متحد با كارگران در اين روز گرامي تلاش كنيد. اين حقي كه از شما گرفته شده به شما تقديم نخواهد شد آنرا بايد بگيريد!. "حق دادني نيست گرفتني است"
گرامي باد اول ماه مه، روز جهاني كارگر!

MAY Day

زنده باد روز جهاني كارگر!
l

م

فراخوان و قطعنامه "کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه"



ترانه اي از جان لنون
قهرمان طبقهء کارگر
به محض اینکه متولد می‌شوی کاری می‌کنند که احساس حقارت کنی
با ندادن زمانی به تو برای اینکه واقعاً به خود واقعی‌ات متولد بشوی
تا اینکه رنج آنقدر زیاد می‌شود که دیگر چیزی احساس نمی‌کنی
قهرمان طبقه کارگر بودن هم چیزی است برای خودش
در خانه آزارت می‌دهند و در مدرسه کتک‌ات می‌زنند
اگر باهوش باشی از تو متنفرند و اگر احمق باشی از تو بیزار خواهند بود
تا آنقدر بی‌اراده و خرفت شوی که از قوانین‌شان پیروی کنی
قهرمان طبقه کارگر بودن هم چیزی است برای خودش
وقتی 20 سال آزگار را با شکنجه و وحشت‌ گذراندی
بعد از تو توقع دارند که شغلی انتخاب کنی
اما آنقدر از ترس‌های مختلف لبریزی که عملاً دیگر کاری ازت بر نمی آید
قهرمان طبقه کارگر هم چیزی است برای خودش
با سکس و تلویزیون نشئه‌ات می‌کنند
و تو فکر می‌کنی که باهوشی، به هیچ طبقه اجتماعی تعلق نداری و رهایی
اما تا آنجایی که من می‌دانم همان رعیت احمقی (که از قرن‌ها پیش بوده)
قهرمان طبقه کارگر هم چیزی است برای خودش
هنوز به تو می‌گویند که در آن بالابالاها برای تو هم جایی هست
فقط باید اول یاد بگیری: زمانی که می‌کشی لبخند بزنی
اگر واقعاً می‌خواهی مثل ازمابهترانی باشی که بالانشین‌اند
قهرمان طبقه کارگر هم چیزی است برای خودش
اگر واقعا می‌خواهی که قهرمان باشی به دنبال من بیا