------بهنود اعدام شد!

--------------مرگ بر قوانين ارتجاعي!
در روز جهاني مبارزه عليه اعدام بهنود اعدام شد.
بهنود اعدام شد.
بهنود در 17 سالگي مرتكب جرم شد و آن زمان كودك بود.
بهنود اعدام شد0
جمهوري اسلامي كنوانسيون حقوق بشر را امضا كرد و سي سال است كه از آن سرباز ميزند0
بهنود اعدام شد.
هفته گذشته مادر احسان(مقتول) در مصاحبهاي با يكي از شبكههاي ماهوارهاي –احتمالاً VOA - به دليل متوسل شدن خانواده بهنود به هنرمندان ، فعالين حقوق بشر و افراد بيخدا و نه به آنها بود كه بر اعدام بهنود پا فشاري كرد. اما تا جايي كه من در اطلاع وضعيت بهنود بودم او چندين بار به آنها نامه نوشت، بار اولي كه براي اعدام به پاي چوبه دار رفته بود به پاي مادر احسان افتاد و خانواده بهنود هم بارها با بزرگان فاميل خود و شما به ديدنتان آمدند . خانم نصرالهي آيا اينها كافي نبود؟ آيا شما تشنه انتقام نبوديد؟ و آيا اينها تماماً بهانه نيست؟
ديشب هم در برنامهاي كه از شبكه 1 پخش شد گفتيد در مقابل زندان اوين به مردم دروغ گفتم رضايت ميدهم تا بروم داخل اوين برم بكشم راحت كنم خودم رو!!!!!!!!!!!!!
آيا الان راحتيد و لذت ميبريد؟ اما فكر كنم كه الان بيقرار تر و ناراحت تر از گذشته هستيد چون شماي پنجاهوچندساله يك جوان 20ساله رو كشتيد!!!
آيا هيچ فكر كرديد كه آن مردم ساعت 5/2 نصفه شب با اينكه هيچ نصبتي با بهنود نداشتند اونجا چيكار ميكردند؟
نه فكر نكرديد شما تنها به كشتن و مجازات فكر ميكرديد شما چه ميدانيد انسانيت چيست، شما احمق هستيد كه فكر ميكنيد با كشتن بهنود زخمتان التيام مييابد بهنود اشتباه كرد اما اشتباه شما بمراتب بدتر از اشتباه بهنود است
خانم نصرالهي، مادر عزادار،مادر داغديده، مادر آدمكش اين را بدان كه بهنود در يك اتفاق ، بدون قصد قبلي و تنها با تحريك احسان شما و با عصبانيت در يك لحظه مرتكب قتل شده است اما تو و اين قوانين ارتجاعي پس از 4سال او را كشتيد يعني 4سال براي كشتنش فكر كرديد و تصميم گرفتيد.
و اما برايت آرزوي انسانيت ميكنم، از كردهات پشيمان شوي و باقي عمرت را چون انسان سپري كني!
خانم نصرالهي آيا تنها بهنود در مرگ فرزندتان مقصر بود؟ آيا جامعه هيچ تقصيري نداشت؟ آيا جمهوري اسلامي هيچ تقصيري نداشت؟ آيا از آموزش و پرورش خنگپرور نميخواهيد انتقام بگيريد؟ از رسانه انحصاري دولت چطور؟ از آنها چهطور انتقام ميگيريد؟ شما گفتيد به جمهوري اسلامي متوسل شديد تا انتقام مرگ پسرتان را بگيرد.
خانم نصرالهي مجازات اعدام وحشيانهترين و وقيحانهترين نوع كشتن و مجازات است.وحشيانه ترين نوع خشونت دولتي. و متاسفانه در ايران چه قبل از 57 و چه بعد از آن دولتها كشتن را عادي كردهاند و قبح كشتن را از بين بردند وقتي دولتها آدم ميكشند – چه اعدام و چه معترضين در خيابانها- نميتوان از مردم و خصوصا خانم نصرالهي بيشاز اين انتظار داشت و تاكنون جمهوري اسلامي هرگز به منع اعدام فكر نكردهاست چون سايرين در قبل از 57 كشتن را ترويج ميدهد. و حتي بمراتب اوضاعش وخيم تر است چون سالهاست كه برحسب جمعيت اولين كشور در شمار اعدامهاست. واقعا جاي تشويق دارد. احسنت به جمهوري اسلامي!
خانم نصرالهي بد نيست به اين هم فكر كني كه احسان و بهنود در همين جامعه بزرگ شدند جامعهاي كه جرم و جنايات در آن فراوان است. احسان شما و بهنود تنها نمونهاي از آن هستند.
بهنود اعدام شد.
بهنود در 17 سالگي مرتكب جرم شد و آن زمان كودك بود.
بهنود اعدام شد0
جمهوري اسلامي كنوانسيون حقوق بشر را امضا كرد و سي سال است كه از آن سرباز ميزند0
بهنود اعدام شد.
هفته گذشته مادر احسان(مقتول) در مصاحبهاي با يكي از شبكههاي ماهوارهاي –احتمالاً VOA - به دليل متوسل شدن خانواده بهنود به هنرمندان ، فعالين حقوق بشر و افراد بيخدا و نه به آنها بود كه بر اعدام بهنود پا فشاري كرد. اما تا جايي كه من در اطلاع وضعيت بهنود بودم او چندين بار به آنها نامه نوشت، بار اولي كه براي اعدام به پاي چوبه دار رفته بود به پاي مادر احسان افتاد و خانواده بهنود هم بارها با بزرگان فاميل خود و شما به ديدنتان آمدند . خانم نصرالهي آيا اينها كافي نبود؟ آيا شما تشنه انتقام نبوديد؟ و آيا اينها تماماً بهانه نيست؟
ديشب هم در برنامهاي كه از شبكه 1 پخش شد گفتيد در مقابل زندان اوين به مردم دروغ گفتم رضايت ميدهم تا بروم داخل اوين برم بكشم راحت كنم خودم رو!!!!!!!!!!!!!
آيا الان راحتيد و لذت ميبريد؟ اما فكر كنم كه الان بيقرار تر و ناراحت تر از گذشته هستيد چون شماي پنجاهوچندساله يك جوان 20ساله رو كشتيد!!!
آيا هيچ فكر كرديد كه آن مردم ساعت 5/2 نصفه شب با اينكه هيچ نصبتي با بهنود نداشتند اونجا چيكار ميكردند؟
نه فكر نكرديد شما تنها به كشتن و مجازات فكر ميكرديد شما چه ميدانيد انسانيت چيست، شما احمق هستيد كه فكر ميكنيد با كشتن بهنود زخمتان التيام مييابد بهنود اشتباه كرد اما اشتباه شما بمراتب بدتر از اشتباه بهنود است
خانم نصرالهي، مادر عزادار،مادر داغديده، مادر آدمكش اين را بدان كه بهنود در يك اتفاق ، بدون قصد قبلي و تنها با تحريك احسان شما و با عصبانيت در يك لحظه مرتكب قتل شده است اما تو و اين قوانين ارتجاعي پس از 4سال او را كشتيد يعني 4سال براي كشتنش فكر كرديد و تصميم گرفتيد.
و اما برايت آرزوي انسانيت ميكنم، از كردهات پشيمان شوي و باقي عمرت را چون انسان سپري كني!
خانم نصرالهي آيا تنها بهنود در مرگ فرزندتان مقصر بود؟ آيا جامعه هيچ تقصيري نداشت؟ آيا جمهوري اسلامي هيچ تقصيري نداشت؟ آيا از آموزش و پرورش خنگپرور نميخواهيد انتقام بگيريد؟ از رسانه انحصاري دولت چطور؟ از آنها چهطور انتقام ميگيريد؟ شما گفتيد به جمهوري اسلامي متوسل شديد تا انتقام مرگ پسرتان را بگيرد.
خانم نصرالهي مجازات اعدام وحشيانهترين و وقيحانهترين نوع كشتن و مجازات است.وحشيانه ترين نوع خشونت دولتي. و متاسفانه در ايران چه قبل از 57 و چه بعد از آن دولتها كشتن را عادي كردهاند و قبح كشتن را از بين بردند وقتي دولتها آدم ميكشند – چه اعدام و چه معترضين در خيابانها- نميتوان از مردم و خصوصا خانم نصرالهي بيشاز اين انتظار داشت و تاكنون جمهوري اسلامي هرگز به منع اعدام فكر نكردهاست چون سايرين در قبل از 57 كشتن را ترويج ميدهد. و حتي بمراتب اوضاعش وخيم تر است چون سالهاست كه برحسب جمعيت اولين كشور در شمار اعدامهاست. واقعا جاي تشويق دارد. احسنت به جمهوري اسلامي!
خانم نصرالهي بد نيست به اين هم فكر كني كه احسان و بهنود در همين جامعه بزرگ شدند جامعهاي كه جرم و جنايات در آن فراوان است. احسان شما و بهنود تنها نمونهاي از آن هستند.
و از آنجائي كه دولت ها در جلوگيري از وقوع جرايم ناتوانند و يا توان محيا كردن بستر اجتماعي مناسب براي شهروندان را ندارند و براي اينكه بگويند ما مجرم اصلي را محاكمه ميكنيم و خود را از ليست مجرمين بيرون كشند، به همراه مسئولین قضائی این دروغ را به این بهانه رواج می دهند تا صورت مسئله فراموش شود، تا ناتوانی خود در اداره ی امور جامعه را از دید مردم پنهان کنند.
مرگ بر اين قوانين ارتجاعي
7 / 1388
پس از يك سال دوباره اين دستنوشته را به بهنود تقديم ميكنم:
-------- بروید
------------بمیرید
--------محمدها ، بهنودها
----------------------بروید
---------------------------بمیرید
------در کنج دنج زندان
-------------بشمارید
----------------روزها را
---------بشمارید
-------------ساعتها را
-------------------دقايق را
---------------------لحظهها را
-----خواهید رفت از این دنیای زشت ،
---------------------------- ـ بزودی!
-------به پایان میرسد زندگی ِسگیتان
------------------------------ ـ بزودی
--------آنگاه که بالغ شدید !
-------آنگاه که در جشن 18 سالگیتان
----------------میلادِ
-------مرگتان را به سوگ خواهید نشست.
---بروید
------بمیرید
--------تاچند
-----تاچند سر به زانو
------بنشسته
---مات و مبهوت
---درآن گوشهی سلول
---میزنید در خیالتان تّوّهُم
---که شاید زنده بمانید
---که شاید آزاد شوید
----گیرم آزاد شدید از این زندان
----چهخواهید کرد زندانی از انسانها را
-----------هان؟
-----------------------بیهوده میزنید دست
----------------------------بیهوده میزنید پا
-------شما بخشیده نخواهید شد
=====انتقام
----چشمها را کور کرده
------گوشها را کر
------قلبها را سنگ
----و شما
-----رضا ها ، بهنامها
------کاش میشنیدید
-----کاشفان ِ فروتن ِشوکران ِ
---------------------- ـ شاملو را
-----آنگاه میآموختید که چاقوهاتان را
-----جز از برای قسمت کردن
------بیرون نیاورید.
------آنگاه با چاقوهاتان
-----------------نمیدریدید
-------------------سینهی همنوعانتان را
-----ماتحتِ سرمایه و سرمایهدار را
---------میدادید جر
------------میدادید چاک
-----ویا سفره میکردید
------سینهی ضحاکان زمانه را
----بروید
-------بمیرید
---------تا شاید مرگتان
------------میلاد
-----------انسانیت باشد.
-----بروید
--------بمیرید
----------تا شاید با مرگتان
-----------دریده شود
---------بکارتِ ذهن ِخلق.
---------بروید
--------------بمیرید
---------------------تا شاید ...
انسان 11/6/87
7 / 1388
پس از يك سال دوباره اين دستنوشته را به بهنود تقديم ميكنم:
-------- بروید
------------بمیرید
--------محمدها ، بهنودها
----------------------بروید
---------------------------بمیرید
------در کنج دنج زندان
-------------بشمارید
----------------روزها را
---------بشمارید
-------------ساعتها را
-------------------دقايق را
---------------------لحظهها را
-----خواهید رفت از این دنیای زشت ،
---------------------------- ـ بزودی!
-------به پایان میرسد زندگی ِسگیتان
------------------------------ ـ بزودی
--------آنگاه که بالغ شدید !
-------آنگاه که در جشن 18 سالگیتان
----------------میلادِ
-------مرگتان را به سوگ خواهید نشست.
---بروید
------بمیرید
--------تاچند
-----تاچند سر به زانو
------بنشسته
---مات و مبهوت
---درآن گوشهی سلول
---میزنید در خیالتان تّوّهُم
---که شاید زنده بمانید
---که شاید آزاد شوید
----گیرم آزاد شدید از این زندان
----چهخواهید کرد زندانی از انسانها را
-----------هان؟
-----------------------بیهوده میزنید دست
----------------------------بیهوده میزنید پا
-------شما بخشیده نخواهید شد
=====انتقام
----چشمها را کور کرده
------گوشها را کر
------قلبها را سنگ
----و شما
-----رضا ها ، بهنامها
------کاش میشنیدید
-----کاشفان ِ فروتن ِشوکران ِ
---------------------- ـ شاملو را
-----آنگاه میآموختید که چاقوهاتان را
-----جز از برای قسمت کردن
------بیرون نیاورید.
------آنگاه با چاقوهاتان
-----------------نمیدریدید
-------------------سینهی همنوعانتان را
-----ماتحتِ سرمایه و سرمایهدار را
---------میدادید جر
------------میدادید چاک
-----ویا سفره میکردید
------سینهی ضحاکان زمانه را
----بروید
-------بمیرید
---------تا شاید مرگتان
------------میلاد
-----------انسانیت باشد.
-----بروید
--------بمیرید
----------تا شاید با مرگتان
-----------دریده شود
---------بکارتِ ذهن ِخلق.
---------بروید
--------------بمیرید
---------------------تا شاید ...
انسان 11/6/87

0 نظرات:
ارسال يک نظر